
من در این دنیا چه دارم جز قلم .. موجِ زیبایِ لبانم هنگام خنده و اشک هایم در سکوتِ گریه هایِ بی صدایم پشت ِ دستانم پنهانند .. اینجا قلمم رهاست .. آزاد مینویسم ُ شهوت هایم را در دلِ سیاهی ِ شب های وبلاگم گم میکنم ..
زیبارویی در همسایگی ام دل میبرد ، چشم ها را میلرزاند بر انحنایِ متوازنِ تنش .. همچون هلالِ ماهی بر رویِ زمین که محوِ تماشا میکند دل ها را .. اسیر میکند .. به بند میکشد .. کلمات من ، برایم دل بری میکنند .. همانندِ بدنی عریان ! خوب که بخوانی ! نوش کنی شرابِ کلماتم را ، لبانم لا به لای حروف پیداست .. من فقط آنها را متوازن میچینم .. تا مثالِ زنجیری به بند کشد دل های دیوانه را .. دل هایی از جنس ِ خودم .. من دلی دیوانه دارم که رویا هایم را حقیقت میدانم ُ تمامی ِ شعر هایم را زندگی میکنم !! ..