var data = 'Click'; جایگاه مردم در نظام حکومتی اسلام از دیـدگـاه امام خمینی(ره)
ب ـ و -سه خدا [وبلاگی با یازده سال قدمت]
*يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً *

  • چکیده
  • این نوشتار بعد از تعریف مفاهیم دموکراسی و حکومت از دیدگاه امام­خمینی(ره) سعی در تبیین صحیح منشأ مشروعیت نظام سیاسی اسلام در عصر غیبت، از منظر وی دارد و باوفاداری به اصل ولایت، جایگاه مردم در نظام ولایی و مردم­سالار دینی در نگاه امام(ره) را طرح می­کند. سپس، به بیان حقوق و تکالیف مردم درقالب: نقش مردم در پشتیبانی از نظام اسلامی، نحوه ارتباط مردم با دولتمردان و حدود آزادی مردم در جامعه اسلامی از نگاه آن پیر فرزانه پرداخته می­شود.  
  • واژگان کلیدی: امام­خمینی(ره)، دموکراسی، حکومت، مشروعیت، مردم­، آزادی.                      
  • درآمد
  • در فلسفه سیاسی سؤالاتی در مورد نوع حکومت و نحوه حکومت­داری طرح می­شود؛ برای مثال سؤال می­شود که: حدود قدرت حکومت بر اعضاء تا چه حدی  بایستی باشد؟ آیا نظارت و مراقبت شدید بر امور اقتصادی مردم بدون سلب آزادی سیاسی آنها ممکن است؟ آیا نمایندگان برگزیده مردم مجازند طبق آنچه سلیقه شخصی آنان است و خودشان شایسته می­دانند رأی دهند؟ چه کسی باید حکومت کند؟ حفظ دموکراسی، بدون حمایت اقلیت و تنها با توجه به استبداد اکثریت آراء چگونه ممکن است؟
  • در پاسخ به این مسئله که «حق حاکمیت متعلق به چه کسی است؟»، نظریه­های متعددی مثل حکومت حکیمان افلاطون، «قرارداد اجتماعی» توماس هابز، دموکراسی و قانون اکثریت جان لاک و ... ارائه شد[1] اما این نظریات نتوانستند فضای آزادی انسانی را به نحو درستی ترسیم کنند که در آن، شأن واقعی انسان رعایت شود.
  •  در انتهای قرن بیستم، ابرمردی از تبار شرق -امام­خمینی(ره)- بر اساس مبانی حکومت در اسلام، مُدل نوینی از حکومت را به نام حکومت ولایی بیان کرده و به مرحله عمل درآورد که در عین توجه به امر اصیل ولایت الهی، جایگاه مناسب مردم را تبیین می­کند. ایشان از سویی ولایت فقیه را امری دارای آثار مترقّی می­دانست[2]و از سویی دیگر آراء مردم را حتی در انتخاب نوع حکومت نافذ دانسته و می­فرمود:
  • ما بناى بر اين نداريم كه يك تحميلى به ملتمان بكنيم و اسلام به ما اجازه نداده است كه ديكتاتورى بكنيم. ما تابع آراى ملت هستيم. ملت ما هرطور رأى داد ما هم از آنها تبعيت مى‏كنيم. ما حق نداريم. خداى تبارك و تعالى به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملت­مان يك چيزى را تحميل بكنيم.[3]
  • امام(ره) با اعتقاد راسخ به اصل ولایت و آگاهی از حدود و اختیارات آن، شرط تشکیل حکومت ولایی را ولایتمداری مسلمین می­داند. ایشان در پاسخ به این سؤال که در چه صورت فقيه جامع الشرايط بر جامعه اسلامى ولايت دارد، فرمود:
  •  ولايت در جميع صور دارد. لكن تولى امور مسلمين و تشكيل حكومت بستگى دارد به آراى اكثريت مسلمين، كه در قانون اساسى هم از آن ياد شده است، و در صدر اسلام تعبير مى‏شده به بيعت با ولىّ مسلمين.[4]
  • جمع بین ولایت شرعی و رأی مردم نقطه اوج نگاه امام(ره) است که نیاز به بررسی و روشنگری دارد. کسانی که نتوانستند این دو را در درون سیستمی هماهنگ ببینند، با تکیه بر کلام امام که فرمود: میزان رأی ملت است،[5] از حق ولایی ولایت فقیه که با رأی مردم انتخاب شده است، صرف­نظر نمودند یا حدود آن را در حد منتخب مردم کاهش دادند. این نوشتار در پی آن است که دیدگاه امام خمینی(ره) در مورد جایگاه واقعی مردم و مقوله دموکراسی را در طرح عظیم حکومت ولایی بررسی کند.
  • نقش مردم از اساسی­ترین موضوعاتی است که در تشکیل یک حکومت و در بقای آن باید به آن پرداخته شود. بررسی جایگاه مردم از دیدگاه امام(ره) نشان می­دهد که ایشان حفظ مردم را عظیم­ترین پشتوانه و سرمایه برای پیشبرد و نیل به اهداف بلند انقلاب می­داند؛ در عین توجه به این نکته که نگاه او به مردم در پرتو گرایش­های مدرن مردم­سالارانه نبود. ارائه جایگاه واقعی مردم در قالب نظام جمهوری اسلامی و هماهنگی تامّ آن با اصل ولایت به عبارت دیگر تبیین مردم­سالاری دینی بحثی ضروری به نظر می­آید.
  • 1. مفهوم­شناسی
  • الف. دموکراسی
  • دموکراسی یعنی فراهم شدن فرصت برای مشارکت واقعی مردم با رأی بزرگسالان که در وضعیتی برابر و همراه با آگاهی در انتخاباتی دارای امکان کنترل و تغییر دستور کار باشد، شرکت می­کنند. [6]
  • در حکومت­های دمکراتیک غیر اسلامی، قوانین بر­اساس انسان­مداری تنظیم شده است که نتیجه آن پذیرش خواست و رأی اکثریت بدون اعمال ضوابط اخلاقی مثل عدالت و تقوا خواهد بود. افزون بر اینکه اصل برتری رأی اکثریت در اینگونه نظام­ها، خود نوعی دیکتاتوری اکثریت محسوب می­شود.[7]  اما حکومت ولایی برخاسته از جهان­بینی توحیدی و خداباورانه است؛ از این­رو مردم در چارچوب احکام الهی و قوانین شرعی در سرنوشت خویش مؤثرند. به همین جهت به­گونه­ای سیستماتیک، میزان بودن رأی مردم، مطلق نیست بلکه اعتبار رأی مردم تا زمانی است که با مبانی شرع مخالفتی نداشته باشد. به بیانی دیگر، اگرچه دموکراسی در تمام شئون حکومت اسلامی جاری است اما دموکراسی اسلامی به عنوان نظامی حکومتی مطرح نیست بلکه در ساختار حکومت ولایی معنا پیدا می­کند.
  •  این نظریه برخلاف برداشت نادرست برخی، مطابق با تفکرات امام(ره) است. امام(ره) می­فرماید:
  • دموكراسى كه در اسلام هست با اين دموكراسىِ معروف اصطلاحى كه دولتها و رؤساى جمهورى و سلاطين ادعا مى‏كنند بسيار فرق دارد[8] آن دموكراسى كه در اسلام است در ساير جاها نيست، اسم در ساير جاها هست يعنى هياهو و سر و صدا هست و تبليغات هست. همين معنى «دموكراسى» را كه اسم مى‏برند، از اين طرف و آن طرف صدا مى‏كنند، در امريكا هم همين صداهاست و در انگلستان هم همين صداهاست، در شوروى هم همين صداها هست لكن وقتى كه ما ملاحظه مى‏كنيم مى‏بينيم كه همان مسائل ديكتاتورى در همه‏شان هست!... . همه ديكتاتورند منتها مى‏خواهند توده‏ها را بازى بدهند، اين الفاظ را رويش مى‏گذارند.[9]
  • البته این، بدان معنا نیست که مفهوم دموکراسی در نظر ایشان معنایی به غیر از معنای آزادی اراده انسان­ها و اعتبار رأی اکثریت است. بلکه امام(ره) معتقد است که رأی مردم حتی در تعیین شکل حکومت هم مؤثر است اما تکیه اصلی کلام امام(ره) بر این نکته است که شکل حکومت اسلامی مطابق با رویه رسول گرامی اسلام(ص) و براساس اصل ولایت است. ایشان در پاسخ به سؤال خبرنگاری که پرسید: حکومت اسلامی در نظر شما چگونه است، فرمود: حكومت «جمهورى اسلامى» مورد نظر ما از رويه پيامبر اكرم (ص) و امام على- عليه السلام- الهام خواهد گرفت و متكى به آراى عمومى ملت خواهد بود و شكل حكومت با مراجعه به آراى ملت تعيين خواهد گرديد.[10] حضرت امام(ره) در مصاحبه­ای قبل از پیروزی انقلاب فرمود:
  •  
  • اگر شاه برود و حكومت جمهورى اسلامى كه حكومت دموكراسى واقعى است به جاى آن بيايد، اين ناآراميها از بين مى‏رود و در ايران ثبات برقرار خواهد شد. رژيم ايران به يك نظام دموكراسى‏اى تبديل خواهد شد كه موجب ثبات منطقه مى‏گردد.[11]
  • به این ترتیب، امام(ره) دموکراسی واقعی را منحصر در دموکراسی اسلامی دانسته و جمهوری اسلامی را به عنوان حکومت دموکراسی واقعی معرفی می­کند.[12] نباید به این دموکراسی نظر استقلالی داشت؛ در غیراین­صورت محصول کار، هم­آهنگ دموکراسی غربی است. دموکراسی به اصطلاح روز - که از نظر امام(ره) مطرود است- مبتنی بر اصل نسبی­گرایی است که نتیجه آن چندگانگی عقاید و پلورالیسم خواهد بود. برخی هرچند به صورت ضمنی خواهان آنند که چنین برداشتی از دموکراسی را که در پرتو آن هر عقیده و حزبی در جامعه اسلامی قابل تحمل است را به امام(ره) مستند کنند و سخن امام(ره) را که فرمود: «نظام حكومتى ايران جمهورى اسلامى است كه حافظ استقلال و دموكراسى است.»[13] به این نحو تفسیر می­کنند که جمهوری اسلامی حافظ اصول دموکراسی از جمله نسبی­گرایی است و در مسائل و قوانین اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید تابع خواست مردم باشد؛ در نتیجه قوای سه­گانه نیز باید در جهت همین آرمان دموکراسی و آزادی احزاب و جامعه مدنی فعالیت نمایند. نادرستی این برداشت وقتی آشکار می­شود که نگاهی کلی به مبانی نظری تفکر حکومت اسلامی در نظر امام(ره) انداخته شود که البته از حد این مقاله فراتر است اما توجه داده می­شود به کلام امام(ره) که در ادامه همان سخن آمده است و جمله خویش را مقید کرد به اینکه « و بر اساس موازين و قوانين اسلامى اعلام مى‏شود».[14] به این ترتیب دموکراسی ابزاری برای حفظ اسلام است و دموکراسی در دایره قوانین دینی قابل پذیرش است، نه اینکه اسلام برای حفظ دموکراسی خود را مقهور آن کند.
  • خلاصه برداشت از کلام امام(ره) این است که مراد ایشان  از مقوله دموکراسی، اعتبار رأی مردم در چارچوب قوانین اسلامی است.
  • ج. حکومت
  • حکومت به نحوی ساده چنین تعریف می­شود: ارگانی رسمی که بر رفتارهای اجتماعی افراد جامعه نظارت دارد و سعی می­کند تا با مقبولیت مردم یا با زور به رفتار­های اجتماعی مردم جهت ببخشد.[15]
  • حکومت در نگاه امام(ره) به صورت نظامی ولایی و بنا بر اصل اسلامیت نظام و هماهنگی با جهان­بینی توحیدی و مشروعیت ولایت از سوی خدا، طرح­ریزی می­شود. معیار وی برای تفسیر حکومت اسلامی، حکومت پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) است.[16] ایشان حکومت اسلامی را حکومت قانون الهی بر مردم دانسته،[17]آن را به این صورت تعریف می­کند:
  • حكومت اسلامى يعنى يك حكومت مبتنى بر عدل و دمكراسى و متكى بر قواعد و قوانين اسلام.[18]
  • امام­خمینی(ره) فرق اساسى حكومت اسلامى با دیگر حكومت­هاى دموکراتیک در اسلامی بودن آن می­داند و می­نویسد:
  • از اين جهت حكومت اسلامى «حكومت قانون الهى بر مردم» است. فرق اساسى حكومت اسلامى با حكومت­هاى «مشروطه سلطنتى» و «جمهوری» در همين است: در اينكه نمايندگان مردم، يا شاه، در اين گونه رژيم­ها به قانونگذارى مى‏پردازند؛ در صورتی­كه قدرت مقننه و اختيار تشريع در اسلام به خداوند متعال اختصاص يافته است. شارع مقدس اسلام يگانه قدرت مقننه است. هيچ كس حق قانونگذارى ندارد؛ و هيچ قانونى جز حكم شارع را نمى‏توان به مورد اجرا گذاشت.[19]
  • در این دیدگاه، ارتباطی دوسویه بین رأی مردم و حکومت قانون الهی برقرار شده که عدم توجه به آن باعث سردرگمی یا برداشت­های غیرواقعی از تفکر امام(ره) می­گردد.
  • 2. مشروعیت حکومت
  • 1-2. معنای مشروعیت[20]
  • مشروعیت در اصطلاح فلسفه سیاسی، قدرت پنهانی و ذهنی است که مردم را بدون فشار و زور، وادار به اطاعت می­کند. در واقع، مشروعیت یا حقانیت، هماهنگی نحوه به قدرت رسیدن زمامداران جامعه با باورهای اکثریت مردم آن جامعه است.[21] در غیر نظام­های دینی، مشروعیت نظام سیاسی و مقبولیت عمومی یک سیستم از حیث رتبه متفاوت نیستند اما در نظام دینی نسبت مشروعیت و مقبولیت برحسب اینکه چه نظری در مورد منشأ مشروعیت ارائه شود، متفاوت خواهد بود.
  • 2-2.  منشأ مشروعیت حاکم اسلامی
  • در مورد نحوه تعیین حاکم اسلامی و مشروعیت حکومت دینی دو نظریه مطرح، وجود دارد:
  • الف. نظریه انتخاب و مشروعیت مردمی: این دیدگاه معتقد است که در زمان غیبت امام زمان(عج) بهترین راه برای تعیین حاکم، رجوع به آرای عمومی است و قبل از آن، ولایت برای هیچ­یک از فقها ثابت نیست. این دیدگاه، حکومت اسلامی را قرارداد شرعی الزام­آور بین مردم و حاکم منتخب می­داند. برخی موافقان ولایت فقیه به خاطر تفسیر نارسا و برداشت تک بعدی از کلام امام(ره) این نظریه را در سخنان وی واکاوی کرده­اند.[22]
  • ب. نظریه انتصاب و مشروعیت الهی: این دیدگاه بر اين باور است كه ولايت الهي در تدبير امور اجتماعي و مديريت سياسي جامعه، مستقيماً به ترتيب به پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) و در عصر غيبت به فقيهان عادل از سوي امام معصوم (ع)، تفويض شده است و مردم واسطه تفويض اين ولايت نيستند و رأي و خواست و رضايت آنان هيچ نقش و دخالتي در مشروعيت الهی حكومت ندارد. در این نظریه مردم در تحقق عملی اهداف حکومت بزرگترین نقش را دارند اما در تأمین مشروعیت نظام اثری ندارند و در رجوع به آرای مردم، اعتبار شرعی رأیشان به تنفیذ ولی­فقیه است. در مرحله ثبوت از روایات[23] به­دست می­آید که در زمان غیبت، ولی فقیه از جانب خدا برای حکومت نصب شده است. در میان سخنان امام(ره) شواهدی متعددی خصوصاًٌ در کتاب البیع بر این امر دلالت دارد. برای نمونه آن فقیه فرزانه فرمود:
  • قضيه ولايت فقيه يك چيزى نيست كه مجلس خبرگان ايجاد كرده باشد. ولايت فقيه يك چيزى است كه خداى تبارك و تعالى درست كرده است. همان ولايت رسول اللَّه هست.[24]
  • به نظر می­رسد جمع بین این دو نظریه هم ممکن است و در دید نویسنده ترجیح دارد:
  •  دیدگاه امام(ره) و مشروعیت الهی- مردمی:  این نوع نگرش معتقد است که مردم با توجه به حق انتخابی که خداوند به آنها داده است، رهبری را که رضایت خالق در آن باشد و اطاعتش لازم است برمی­گزینند. امام(ره) فرمود:
  • پس از بين رفتن حكومت قلدرى و خلاف اسلامى شاه، يك دولت اسلامى و يك جمهورى اسلامى متكى به قوانين اسلام و آراى مردم كه اكثريت قريب به اتفاق مسْلم هستند، در ايران مستقر بشود.[25]
  • بنابراین، امام(ره) دولت اسلامی را متکی به آرای مردم (مشروعیت مردمی) و متکی به حکم خدا (مشروعیت الهی) می­داند. ایشان در اوّلین فرمان حکومتی در تشکیل دولت موقت، تعبیر حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای ملت را با هم بیان نمود و فرمود:
  • ما دولت را تعيين كرديم؛ هم به حَسَب قانون ما حق داريم و هم به حسب شرع حق داريم. ما به حَسَب ولايت شرعى كه داريم و به حسب آراى ملت كه ما را قبول كرده است، آقاى ... را مأمور كرديم كه دولت تشكيل بدهد.[26]
  • گرچه مبنای فقهی بحث امام(ره) بر مشروعیت الهی استوار باشد اما با توجه به سیره عملی امام خمینی(ره) شکی باقی نمی­ماند که در نگاه او بر هر دو جنبه مشروعیت الهی و مشروعیت مردمی یا به عبارت دیگر بر هر دو سوی مشروعیت فقهی و مقبولیت یا کارآمدی سیاسی تأکید شده است. البته باید توجه شود که در این بیان، انتخاب در طول انتصاب و به عبارتی دیگر مقبولیت سیاسی در رتبه بعد از مشروعیت فقهی قرار دارد؛ ازاین­رو، مردم نمی­توانند ولایت را برای هرکسی انشاء کنند بلکه در چارچوب قانون الهی و بسط عدالت جهانی باید حکومت در دست کسی قرار گیرد که دارای دو صفت برجسته علم به قانون و عدالت باشد. چنانکه امام(ره) در این مورد فرمود:
  • شرايطى كه براى زمامدار ضرورى است، مستقيماً ناشى از طبيعت طرز حكومت اسلامى است. پس از شرايط عامه، مثل عقل و تدبير، دو شرط اساسى وجود دارد كه عبارتند از: 1- علم به قانون؛ 2- عدالت.[27]
  • امام خمینی(ره) در عین احترام به آرای مردم، ملاک مشروعیت حکومت را قانون الهی می­داند و در همین رابطه خطاب به شورای نگهبان که نقش تطبیق مقررات و قوانین را با احکام الهی و منابع دینی به عهده دارد می­فرماید:
  • اصولاً آنچه باید در نظر گرفته شود خداست نه مردم، اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنان حرفی می زنند که بر خلاف اصول قرآن است، بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند، انبیاء همین طور عمل می کردند مثلاً موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این کرد؟ مگر موافقی داشت؟[28]
  • ولی در عین حال، امام(ره) از حق مردم در تشکیل حکومت اسلامی غفلت نورزیده و فرمود: از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد.[29] نکته قابل توجه در این بحث، اعتماد امام(ره) به ملت بود که در ادامه همین کلام فرمود: طبيعى است كه چون ملت ايران بيش از نود درصد مسلمانند، بايد اين حكومت بر پايه‏هاى موازين و قاعده اسلامى بنا شود.[30] پس برای ایشان مردم در طول دین محترم بوده و معارضه مردم با دین مفهومی نداشت.
  • 3. امام و احترام به آرای مردم:
  • امام­خمینی(ره) با احترام به رأی عمومی مردم و با اعتماد به دینداری آنها در پی تشکیل حکومتی برآمد که پایه­های آن براساس ولایت و مردم­سالاری دینی است. در چنین ساختاری، نقش مردم در مشروعیت نظامی که پایه آن اسلام است، به وضوح آشکار می­گردد. در اینجا به چند مورد از تأثیر رأی مردم در نظام ولایی اشاره می­شود:
  • 1-3. تعیین نظام سیاسی کشور: امام(ره) فرمود: تعیین نظامی سیاسی با آرای خود مردم خواهد بود.[31] امام(ره) در بیان روش انتخاب حکومت می­فرماید:
  • همان مردمى كه دست در دست هم دادند و دليرانه عرصه را بر شاه تنگ كردند، همانها با هدايت كسانى كه هميشه دلسوز آنان بوده‏اند، نوع حكومت دلخواه خود را انتخاب مى‏كنند و بديهى است كه چون مسلمانند در همه مراحل كار، اسلام تنها ملاك و ضابطه نظام اجتماعى و نوع حكومت خواهد بود و بر اين اساس من جمهورى اسلامى را پيشنهاد كرده‏ام و به رأى عمومى مى‏گذارم.[32]
  • 2-3. حضور مردم در صحنه قانونگذاری: این اختیار و حق مردمی در تمامی شؤون حکومت جاری است، امام (ره) درباره انتخاب نمایندگان می فرماید:
  • همه باید بدانند که امروز هیچ قدرتی نیست که بتواند یک وکیل را تحمیل کند... هیچ کس الان در ایران، هیچ مقامی در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند و بنابراین، امروز مسؤولیت به عهده ملت است.[33]
  • 3-3. حضور مردم در انتخاب رهبر: امام خمینی(ره) یکماه قبل از ارتحال، طی نامه­ای به رئیس شورای بازنگری قانون اساسی از مجتهد عادلی که از سوی خبرگان برای رهبری تعیین می­شود با عنوان «ولی منتخب مردم» یاد کرده و می­نویسد:
  • اگر مردم به خبرگان رأى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حكومتشان تعيين كنند، وقتى آنها هم فردى را تعيين كردند تا رهبرى را به عهده بگيرد، قهرى او مورد قبول مردم است. در اين صورت او ولىّ منتخب مردم مى‏شود و حكمش نافذ است.[34]
  • 4-3. نظارت مردم بر امور کشور: در دیدگاه امام(ره) همه اقشار مردم موظفند در چارچوب قوانین اسلامی بر امور جامعه نظارت داشته و امر به معروف و نهی از منکر کنند. ایشان در اوایل نهضت چنین ویژگی­ای را برای جامعه اسلامی پیش­بینی می­کند و می­فرماید:
  •  
  • جامعه فردا، جامعه ارزیاب و منتقدی خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جُست.[35]
  • و بعد از پیروزی انقلاب نیز به آن سفارش می فرماید:
  • این یک سفارش عمومی است... با کمال دقت ملاحظه کنید که کسانی به عنوان اسلام، به عنوان مسلمین، به عنوان معممین، یک قدم خلاف بر ندارند که خدای نخواسته چهره اسلام را برخلاف آنطوری که هست، قبیح نشان بدهند. این در نظر من از همه چیزها اهمیتش بیشتر است و مسؤولیت­اش هم بیشتر... همه و همه موظفند که نظارت کنند بر این امور. نظارت کنند، اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن... . اگر دیدند که یک کمیته­ای خدای ناخواسته برخلاف مقررات اسلام دارد عمل می کند، کشاورز باید اعتراض کند، بازاری باید اعتراض کند، معممین و علما باید اعتراض کنند... .[36]
  • سخنان امام خمینی(ره) هیچ بهانه ای برای خرده­گیران در باب لزوم رعایت حق مردم باقی نگذاشته است. توصیه­های ایشان سرتاسر، حکایت از لزوم توجه به مردم و سپاسگزاری و خدمتگزاری به آنهاست. ایشان هر مقام و پستی را فقط مسؤولیتی می­داند که هدف از آن خدمت به خلق خداست. دیدگاه امام (ره) از سوی شاگردان و پیروانش در اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تجلّی یافت و مورد تأیید و امضاء امام(ره) قرار گرفت که:
  • حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت، این حق خداداد را از طُرُقی که در اصول بعد می آید، اعمال می کند.
  • 4. حقوق و تکالیف مردم
  • 1-4. تکلیف و نقش مردم در حفظ نظام اسلامی
  • مردم به عنوان صاحبان اصلی نظام در مقابل این موهبت الهی وظیفه دفاع از نظام و کیان کشور اسلامی را در عرصه جنگ سخت و نرم دارند. امام(ره) به مردم توصیه می­کند تا در صحنه حاضر باشند و می­فرماید:
  • شماها بايد در سرتاسر كشور، جوانها و پيرها و زنها و مردها و كودكان بايد با اجتماعات خودتان و با حضور خودتان در صحنه دست قدرتهاى بزرگ را همان‏طور كه قطع كرديد اجازه ندهيد كه ثانياً، بتوانند در اين كشور يك كارى انجام بدهند. الآن هم شما مورد هجوم هستيد و ملت ما بيشتر مورد تبليغات سوء و توطئه‏هايى كه در سرتاسر كشور هست، مورد اين تبليغات هست، لكن اين اجتماعات شما در مسائل اسلامى و در مسائل كشور دست رد به سينه تمام توطئه گرها و تمام اجانب، كه باز چنگ و دندانشان را تيز كردند كه كشور شما را مثل سابق به غارت ببرند، دست رد به سينه اينها خواهيد زد.[37]
  • تکلیف حضور در پای صندوق­های رأی از موارد تکلیف به دفاع از کشور است. امام(ره) در این مورد فرمود:
  • به زن و مرد و آن كسى كه به حد رأى دادن قانونى رسيده واجب است اين مسئله كه در پاى صندوقهاى تعيين رئيس جمهور حاضر بشوند و رأى بدهند. چنانچه سستى بكنيد، كسانى كه مى‏خواهند اين كشور را به باد فنا بدهند، ممكن است پيروز بشوند. بايد همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مكلف همان‏طور كه بايد نماز بخواند، همان‏طور بايد سرنوشت خودش را تعيين كند.[38]
  • امام(ره) در وصیت­نامه الهی-سیاسی در مورد حضور آگاهانه در انتخابات و عدم مسامحه در برگزیدن فردی انقلابی برای منصب­های کشوری سفارش کرده و فرمود:
  • و وصيت من به ملت شريف آن است كه در تمام انتخابات، چه انتخاب رئيس جمهور و چه نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و چه انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصى كه انتخاب مى‏كنند روى ضوابطى باشد كه اعتبار مى‏شود مثلًا در انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر، توجه كنند كه اگر مسامحه نمايند و خبرگان را روى موازين شرعيه و قانون انتخاب نكنند، چه بسا كه خساراتى به اسلام و كشور وارد شود كه جبران پذير نباشد. و در اين صورت همه در پيشگاه خداوند متعال مسئول مى‏باشند ... و در تعيين رئيس جمهور و وكلاى مجلس با طبقه تحصيلكرده متعهد و روشنفكر با اطلاع از مجارى امور و غيروابسته به كشورهاى قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهورى اسلامى مشورت كرده، و با علما و روحانيون با تقوا و متعهد به جمهورى اسلامى نيز مشورت نموده ...  
  • 2-4. روابط مردم و دولتمردان
  • با پذیرش حق مشارکت مردم در سرنوشت خویش و پس از تعیین دولت توسط آنها، هر دولتی نسبت به ملت خویش مسئولیت­های خطیری دارد. داشتن روحیه امانتداری و خدمتگزاری از جمله وظایف مهم دولت اسلامی است. حضرت امام(ره) در این­باره می­فرماید:
  • خدمتگزار باشيد به اين ملتى كه آن دست‏هاى خيانتكار را قطع كرد و اين امانت را به شما سپرد. شما الآن‏ امانت بزرگى از دست اين ملت تحويل گرفتيد و مقتضاى امانتدارى اين است كه آن را به طور شايسته حفظ كنيد و به طور شايسته به نسل آينده و دولت‏هاى آينده تحويل بدهيد، و مادامى كه اين طور باشيد ملت پشت شماست، و مادامى كه ملت همراه شما باشد هيچ آسيبى به شما و به كشور نمى‏رسد ... آن روزى كه شما احساس كرديد كه مى‏خواهيد فشار به مردم بياوريد بدانيد كه ديكتاتور داريد مى‏شويد. بدانيد كه مردم معلوم مى‏شود از شما رو برگردانده‏اند.[39]
  • امام­خمینی(ره) به نوعی تفاهم بین دولت و ملت سفارش می­کرد؛ با این بیان که می­فرمود: دولت­ها اگر چنانچه با مردم تفاهم كنند و خدمتگزار مردم باشند، مردم پشتيبان آنها هستند و شكست براى آنها ديگر نيست.[40]
  • در نگاه امام(ره) هر حکومتی تنها وقتی می­تواند از زیر سلطه اجانب رها شود که قلوب ملتش را به دست آورد. آن پیر مراد فرمود:
  • حكومت بر قلوب، يك حكومت شيرين است؛ به خلاف حكومت بر ابدان كه قلوب با آنها نباشد. شما ديديد كه ايران با اينكه يك مملكت كم جمعيتى است، لكن براى اينكه قلوب ملت با حكومت موافق بود و موافق هست الآن در همه گرفتاريهايى كه حكومت دارد، در همه گرفتاريها، ملت كوشش مى‏كند كه همقدم باشد با آنها و مقاصد دولت را به پيش ببرد.[41]
  • 3-4.  بحث آزادی و حقوق مردم
  • در مبحث آزادی از نظر امام­خمینی(ره)  نیز، جمع بین دو حد قانون الهی و رأی مردم به زیبایی جلوه می­کند. امام­(ره) در مورد مفهوم آزادی فرمود:
  •   آزادى يك مسئله‏اى نيست كه تعريف داشته باشد. مردم عقيده‏شان آزاد است. كسى الزامشان نمى‏كند كه شما بايد حتماً اين عقيده را داشته باشيد. كسى الزام به شما نمى‏كند كه حتماً بايد اين راه را برويد. كسى الزام به شما نمى‏كند كه بايد اين را انتخاب كنى. كسى الزامتان نمى‏كند كه در كجا مسكن داشته باشى، يا در آنجا چه شغلى را انتخاب كنى‏ آزادى يك چيز واضحى است.[42]
  • پس از نظر امام­(ره)  بیان اثباتی و تعریف خاص آزادی به دلیل وضوح آن قابلیت بحث ندارد؛ اما عموم بیانات امام(ره) و عمده مسئله در نزد ایشان، تبیین محدوده آن یعنی جنبه سلبی آزادی است. امام(ره) ریشه همه عقاید را اصل توحید دانسته و تنها، قانون الهی را قابل اطاعت می­شمرد و محدوده آزادی را براساس این اصل تبیین می­کند؛ چنانکه فرمود:
  • ريشه و اصل همه آن عقايد- كه مهمترين و با ارزش ترين اعتقادات ماست- اصل توحيد است. ... . اين اصل به ما مى‏آموزد كه انسان تنها در برابر ذات اقدس حق بايد تسليم باشد و از هيچ انسانى نبايد اطاعت كند مگر اينكه اطاعت او اطاعت خدا باشد؛ و بنا بر اين هيچ انسانى هم حق ندارد انسانهاى ديگر را به تسليم در برابر خود مجبور كند. و ما از اين اصل اعتقادى، اصل آزادى بشر را مى‏آموزيم كه هيچ فردى حق ندارد انسانى و يا جامعه و ملتى را از آزادى محروم كند، براى او قانون وضع كند، رفتار و روابط او را بنا به درك و شناخت خود كه بسيار ناقص است و يا بنا به خواسته‏ها و اميال خود تنظيم نمايد. و از اين‏ اصل ما نيز معتقديم كه قانونگذارى براى بشر تنها در اختيار خداى تعالى است، همچنان كه قوانين هستى و خلقت را نيز خداوند مقرر فرموده است و ... .[43]
  • نقطه اعتماد امام(ره) برای عینیت و تحقق قانون الهی در عرصه تشکیل جمهوری اسلامی، پیوند محبتی است که بین مردم و مبادی الهی برقرار است. امام(ره) معتقد است مردم با آزادی و براساس عقل و ایمان خود به دین و قوانین الهی گردن نهادند و این عین دموکراسی است. ایشان در این مورد می­فرماید:
  •  اين نه اين است كه آزادى بدون قانون وجود داشته باشد، آن آزادى نيست. منتها آزادى است كه مردم روى محبت و عشقشان و روى يك مبادى و مبادى الهى به بعضى اشخاص كه اينها را مى‏شناختند به اينكه الهى‏ هستند روى مى‏آورند؛ و اين آزادگى است.[44]
  • به نظر می­رسد آنچه در قالب این طرح ارائه شد، ترکیب «جمهوریت» و «اسلامیت» را در دیدگاه امام(ره) به نمایش می­گذارد. آزادی فردی به صورت نامحدود امکان تصور ندارد بلکه اصل آزادی با قانون الهی - که با رأی مردم به صورت قانون اساسی کشور عینیت یافته است- مقید می­شود؛ ازاین­رو، امام(ره) فرمود:
  • در اسلام، دموكراسى مندرج است و مردم آزادند در اسلام، هم در بيان عقايد و هم در اعمال، مادامى كه توطئه در كار نباشد و مسائلى را عنوان نكنند كه نسل ايران را منحرف كنند. [45]
  • امام­خمینی(ره) در معنای سلبی آزادی می­فرماید:
  • معنى آزادى اين نيست كه كسى بخواهد توطئه كند، در توطئه هم آزاد است، نه، در توطئه آزاد نيست؛ يا حرفهايى را بزند كه شكست ملت است، شكست نهضت است، اين آزادى نيست. در چهارچوب اين نهضت، انقلاب اسلامى، همه مردم آزاد هستند. كسانى هم حرف دارند، حرفهايشان را مى‏زنند، حتى هر فرقه‏اى باشند؛ اما بخواهند توطئه كنند، بخواهند اسلام را بشكنند، بخواهند نهادهايى كه الآن مشغول فعاليت‏ اسلامى هستند، اينها را بشكنند همچو چيزى نمى‏شود باشد.[46]
  • و نیز فرمود:
  • معنى آزادى اين نيست كه هر كس بر خلاف قوانين بر خلاف قانون اساسى يك ملت، بر خلاف قوانين ملت هم هر چه دلش مى‏خواهد بگويد. آزادى در حدود قوانين يك مملكت است. مملكت ايران مملكت اسلامى است و قوانين ايران قوانين اسلام است.[47]
  • به این ترتیب محدوده همه انواع آزادی مردم در جامعه اسلامی از نگاه امام(ره) قابل تشخیص است؛ برای نمونه آزادی بیان به چارچوب اسلام و قوانین کشوری محدود می­گردد[48] و آزادی تا مرز فساد[49] و آزادی تا مرز ضرر به مردم[50] و تا مرز توطئه بر ضد نظام[51] مطرود است. سخنان امام(ره) در عین سادگی دارای عمق بوده و روشنگر راه در غبارآلودگی فتنه است. تمایز بین توطئه و آزادی، وجه مقابله نظام با برخی روشنفکری­هایی که با زمزمه آزادی بیان به فتنه­گیری می­پردازند را واضح می­کند.
  • نتیجه­گیری
  • در توضیح نقش مردم در تشکیل حکومت اسلامی از دیدگاه امام­خمینی(ره) تبیین دموکراسی و حکومت از نظر او ارائه شد و بیان گردید که امام(ره) معتقد است که دموکراسی واقعی تنها در پرتو اسلام امکان تحقق دارد و مراد وی از حکومت اسلامی حكومتی مبتنى بر عدل و دموكراسى و متكى بر قواعد و قوانين اسلام است.
  • مشروعیت چنین حکومتی برخاسته از حکم الهی و متکی بر آرای مردمی است. حضور مردم در تعیین نوع حکومت و در مرحله قانونگذاری و انتخاب رهبر و نظارت آنها بر امور کشور از مصادیق جمهوریت نظام است.
  • در طرح نظام سیاسی امام(ره) مردم پشتیبان نظام و مسئولان خدمتگزار مردم بوده، پیوند بین مردم و دولتمردان پیوندی قلبی است.
  • آزادی مقوله­ای است که در نگاه امام(ره) به عنوان موهبتی الهی است که در محدوده قانون و تا مرز توطئه و فساد معنای واقعی پیدا می­کند.
  •  


  • [1] . ر.ک. به: پاپکین و استرول، کلیات فلسفه، ترجمه مجتبوی، تهران، انتشارات حکمت، 1381ش،99-142.
  • [2] . امام خمینی(ره)، صحیفه امام(ره)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، تهران،1386ش، 10/526.
  • [3] . همان، 11/35.
  • [4]  همان، 20/459
  • [5] . همان، 8/173.
  • [6] . ر.ک. به: درباره دموکراسی، رابرت دال، حسن فشارکی، تهران، فاروس، 1378ش، 48-49.
  • [7] . ر.ک. به: مصطفی کواکبیان، دموکراسی در نظام اولایت فقیه، سازمان تبلیغات اسلامی، 40-58.
  • [8] . صحیفه امام، 4/418.
  • [9] . همان، 6/494.
  • [10] . همان، مصاحبه با مجله المستقبل، 4/334.
  • [11] .همان، 4/503
  • [12] . و نیز در همین موضوع می­توانید ر.ک. به: همان ، 5/353؛ 6/463.
  • [13] . همان، 4/309.
  • [14] . همان.
  • [15] . محمدتقی مصباح، پرسش­ها و پاسخ­ها (در مورد ولایت فقیه و خبرگان)، قم، مؤسسه امام خمینی، 1378ش،9.
  • [16] . صحیفه امام، 3/372، مصاحبه لوسین ژرژ.
  • [17] . امام خمینی(ره)، ولایت فقیه، 44.
  • [18] . صحیفه امام، 5/133، مصاحبه با تلویزیون تایمز.
  • [19] . ولایت فقیه، 44.
  • [20]. Legitimate.
  • [21] . ر.ک. به: مصطفی کواکبیان، مبانی مشروعیت در نظام ولایت فقیه، تهران، مؤسسه عروج، 1378ش،9-13.
  • [22] صالحی نجف­آبادی، ولایت فقیه حکومت صالحان، مؤسسه رسا، 68-74
  • [23] . برای نمونه: روایت عمربن حنظله (َ يَنْظُرَانِ إِلَى مَنْ كَانَ مِنْكُم) (الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش، 1/67؛ حر عاملي، وسائل­الشيعه، قم، مؤسسه آل­البيت، 1409ق، 27/300).
  • [24]  صحیفه امام، 10/308
  • [25] . همان، 4/455
  • [26] . همان، 6/68.
  • [27] . امام­خمینی(ره)، ولایت فقیه، 48.
  • [28]  صحیفه امام، 13/53
  • [29] . همان، 4/368.
  • [30] . همان.
  • [31]  همان، 4/358
  • [32]  همان، 4/363
  • [33] . همان، 12/181.
  • [34] . همان، 21/371.
  • [35] . همان، 4/359.
  • [36] . همان، 8/4-5.
  • [37] . همان، 14/286
  • [38] .  همان، 15/28
  • [39] . همان، 18/78-79.
  • [40] . همان، 9/43.
  • [41] . همان، 14/179.
  • [42] . همان، 10/95، مصاحبه با اوریانا فالاچی خبرنگار ایتالیایی.
  • [43] . همان، 5/387-388.
  • [44]  همان، 10/91-92
  • [45] . همان، 5/468
  • [46] . همان، 12/324-325.
  • [47] . همان، 7/535.
  • [48] . همان، 12/283، موضوع «آزادی مطبوعات».
  • [49] همان، 8/339.
  • [50] . همان، 5/475، مصاحبه با استریت تایمز.
  • [51] . همان، 10/81


ارسال توسط مسلم شوبکلائی ـ شاعر، ویراستار و نویسنده

دانلود نرم افزارهای فارسی

دانلود نرم افزارهای فارسی